حکم آنچه تو فرمایی جنگ و صلح در تراز ولایت و مصلحت امت

1405/03/23
تعداد بازدید :4
جنگ و صلح، دو روی یک حقیقت‌اند؛ حقیقتی به نام «حفظ دین، عزت امت و تأمین مصالح جامعه اسلامی». در مکتب اسلام، نه جنگ مطلوب بالذات است و نه صلح به هر قیمت ارزشمند شمرده می‌شود. آنچه اهمیت دارد، تشخیص راهی است که بیشترین منفعت را برای اسلام و مسلمانان در پی داشته باشد.پیامبر اکرم(ص) در مقاطع مختلف، گاه فرمان جهاد و دفاع صادر می‌کردند و گاه برای حفظ مصالح بزرگ‌تر اسلام، صلحی حکیمانه را می‌پذیرفتند. صلح حدیبیه نمونه‌ای روشن از این تدبیر الهی است که در ظاهر عقب‌نشینی به نظر می‌رسید، اما در عمل زمینه‌ساز گسترش اسلام و فتح مکه شد.در سیره اهل‌بیت(ع) نیز همین منطق دیده می‌شود. امیرالمؤمنین علی(ع) سال‌ها برای حفظ وحدت امت اسلامی صبر پیشه کرد و امام حسن مجتبی(ع) برای جلوگیری از نابودی جبهه حق، صلح را پذیرفت. در مقابل، امام حسین(ع) هنگامی که اساس دین در معرض تحریف قرار گرفت، راه قیام و شهادت را برگزید. این تفاوت روش‌ها نشان می‌دهد که معیار اصلی، تشخیص تکلیف الهی و مصلحت اسلام است، نه جنگ‌طلبی یا صلح‌طلبی صرف.در عصر غیبت نیز بر اساس مبانی فقه شیعه و قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، تصمیم‌گیری درباره اعلان جنگ، صلح و مسائل کلان دفاعی از اختیارات رهبری نظام اسلامی است. رهبر جامعه با بهره‌گیری از اطلاعات میدانی، نظر کارشناسان و ملاحظه مصالح ملی و اسلامی، مسئول تشخیص مسیر صحیح در این عرصه حساس است.
از این منظر، شعار «حکم آنچه تو فرمایی» تنها یک جمله احساسی نیست؛ بلکه بیانگر اعتماد به جایگاه رهبری و آمادگی برای تبعیت از تصمیمی است که بر پایه مصالح امت اسلامی اتخاذ می‌شود. اگر شرایط اقتضا کند که ملت در میدان دفاع و مقاومت حضور یابد، وظیفه ایستادگی است و اگر مصلحت در پذیرش صلح یا آتش‌بس باشد، همان نیز باید مورد تبعیت قرار گیرد.تجربه تاریخی نشان داده است که پیروزی ملت‌ها تنها در سایه وحدت، انسجام و تبعیت از فرماندهی واحد حاصل می‌شود. از این رو، در بزنگاه‌های سرنوشت‌ساز، رمز موفقیت جامعه اسلامی آن است که با بصیرت، اعتماد و همدلی، حول محور ولایت گرد آمده و یک‌صدا اعلام کند:«حکم آنچه تو فرمایی؛ جنگ باشد یا صلح، ما تابع تدبیر و فرمان ولیّ امر مسلمین هستیم.»

سامانه های دانشگاه